گر زِ مسیح پُرسدَت،
مُرده چهگونه زنده کرد؟
بوسه بده به پیشِ او،
بر لبِ ما
که اینچنین!
برچسب:
نویسنده: بنیامین شمس
برای رها کردنت دیر است
تو ریشه کرده ای در من
مثل دانه ای بر دلِ خاک
مثل کوهی بر بستر زمین
مثل ابری بر فراز آسمان
دیگر نمیتوانم رهایت کنم
حتی اگر
گوشه ای از قلبم
برای همیشه خالی بماند ...
برچسب:
نویسنده: بنیامین شمس
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
آن چنان مات که یکدم مژه برهم نزنی!
مژه برهم نزنم تاکه زدستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه برهم زدنی!
برچسب:
نویسنده: بنیامین شمس
برچسب:
نویسنده: بنیامین شمس
u202bسرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم
زرد میشوم وقتی می شنوم
دوستش داری....
چهارشنبه سوری راه انداخته ایم
سرخی تو از من زردی من از تو!
همیشه من می سوزم....و همیشه تو می پری....u202cu202b
برچسب:
نویسنده: بنیامین شمس
تو مرا یاد کنی یا نکنی
باورت گر بشود ، گر نشود
حرفی نیست
اما
نفسم می گیرد
در هوایی که نفس های تو نیست !
برچسب:
نویسنده: بنیامین شمس